روانشناسي باليني۲

 

سلام

 

بالاخره بعد از مدتها غیبت امشب تونستم خدمت برسم.این بار با یه دنیای جدید و متفاوت اومدم.دنیایی که دوستش دارم.وقتی آخرین بار تو وبلاگ چیزی نوشتم تنها بودم اما الان یک نفر رو در کنار خودم احساس می کنم که به خوبی مطمئنم می تونم به عنوان یه همراه و همسفر بهش تکیه کنم.

امشب یکی از به یادماندنی ترین شبهای زندگی من بود و خواهد شد.برای اولین بار در عمرم برام جشن تولد گرفته شد.و این کار رو همسرم برام انجام داد......نمی دونم چرا وقتی نوشتم همسر یه جوری شدم.روی کیک تولدم نوشته شده بود: محمودم روز میلادت مبارک.

تو این مدت از صبوری و تحمل خانمم که خیلی مشکلات رو تحمل کرد و زحمتهای دوستهای گلم احسان و مجتبی و استاد خوبم:استاد پوریا تشکر می کنم و براشون آرزوی سلامتی دارم.

چیزی ندارم.فقط می تونم بگم:خدایا شکرت.

 

                                                     دوستت دارم تا بخواهی.

   + محمود ; ٩:٠۱ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٢۸ تیر ،۱۳۸٦
    پيام هاي ديگران ()

ابراز وجود

سلام
ضمن عرض تبريک پيشاپيش به مناسبت فرا رسيدن عيد ارزشمند غدير به همه شيعيان،اين بار تصميم دارم درمورد ابراز وجود براتون بنويسم.
ابراز وجود

حتما در برخورد با افراد مختلف ديده ايد که به گونه های مختلفی نظرات خود را بيان می کنند.عده ای نظرات خود را با حتياط و با تن پايين بيان ميکنند.عده ای به صورت غير مستقيم و عده ای نيز به صورت مستقيم و با صراحت نظرات خود را بيان می کنند.البته امروز قرار نيست که در مورد شکلهای بيان نظرات صحبت شود.اين مقدمه ای بود برای ادامه صحبت و آنچه نامش را ابراز وجود گذاشته ايم.

ممکن است در تعريف ابراز وجود اين جمله به نظر بيايد:فرآيندی که در آن با توجه به ويژگيهای شخصيتی،فرد نشان می دهد که چيست و کيست.در اينجا ابراز وجود به معنای اينست که فرد چگونه با موقعيتهای فشار زا از طرف محيط، برخورد می کند.

هر کدام از ما در مقابل به اتفاقاتی که در محيطمان است به گونه های مختلفی واکنش نشان می دهيم.درا ين ميان بعضی از افراد،مثلا وقتی که دوستشان حرف ناراحت کننده ای را به آنها می زنند،جواب نمی دهند يا اينکه صحبت او را می پذيرند.يا فردی که در معامله ای می داند که طرف مقابل دارد سر او کلاه می گذارد،هيچ نمی گويد و سريع از موضع خود عقب می نشيند و به صورت ناخودآگاه حتی از تجربه خود نيز استفاده نمی کند.احتمالا اين افراد برای اينکه نکند که فرد مقابل،از دست آنها ناراحت شد و او نيز بايد هميشه فردی باشد که ديگران از دستش راضی باشند،اينچنين رفتار می کنند.يا همين موضوع را مثلا می توان به ابراز نظر در مورد رفتار پدر و مادر،رئيس،يکی از اقوام،فروشنده،راننده تاکسی،همسر و ...تعميم داد.اينگونه طرز فکر،باعث می شود هميشه از علائق خود پا پس بکشيم و در نگرانی اينکه نکند اتفاق بدی بيفتد سير کنيم.اين افراد به مرور زمان اعنماد به نفس خود را از دست داده و خود را به صورت ناخودآگاه در اختيار ديگران قرار می دهند تا هر آنچه آنها می خواهند بشوند.اين به اين دليل است که عقيده دارند که آدم خوب،آدمی است که ديگران از دستش ناراحت نشوند.

به نظر شما تا کجا می توان اينگونه پيشرفت؟مطمئنا زمانی می رسد که ديگر طاقت شنيدن و هيچ نگفتن،يا ضرر کردن چند هزار يا چند ميليونی را نخواهيم داشت.شايد در اينگونه مواقع بهتر باشد،تعريف خود را از خوب و بد تغيير دهيم.يادمان باشد که ديگران از آدم خوب هم، به خاطر اينکه از حق خودش دفاع می کند ناراحت می شوند.اين دليل بر بد بودن نيست.کم کم و از جاهايی که می دانيم بهتر می توانيم شروع کنيم،سعی کنيم ناراحتی خود را(مثلا)از رفتار دوستمان بيان کنيم.به او بگوييم:فلانی،اگر ميشه در مورد حرفت بيشتر توضيح بده،چون اين حرفت منو ناراحت کرد.وقتی اين کار را امتحان کنيد خواهيد ديد،که به سرعت خود را جمع و جور خواهد کرد.بعد اين کار را به جاهايی که بيشتر خود را  مجبور کرده ايد که تاکنون سختی بکشيد،منتقل کنيد.اين کار باعث خواهد شد از خود احساس رضايت کرده و اعتماد به نفس شما نيز بالا رود.ضمن اينکه هر اتفاقی شمارا ناراحت نخواهد کرد چراکه شما ياد گرفته ايد که با آن مقابله کنيد.کافيست کمی با تغيير فکر،شجاعت را تمرين کنيد.مطمئن باشيد هيچ آسيبی به شما وارد نمی شود.

                                 نمی توان هم به خدا اعتقاد داشت و هم ترسيد.

   + محمود ; ٩:٢٥ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱٢ دی ،۱۳۸٥
    پيام هاي ديگران ()

ميلاد هم ستاره

سلام

حال من خوب است،ميدانم تو هم خوبی،ملالی ندارم جز نديدنت.خوشحالم از گذشت زمان و از حضور بی منت آنچه در اختيارم است.

چند ساليست که دوستی پيدا کرده ايم از تبار جاودانگی و مهربانی.نامش را ستاره گذاشه ايم.با حضورش در آسمان وجودمان می خواهيم آينده را با هم رهسپار شويم.

ستاره امان هميشه می درخشد،می شنود و بهتر از همه اينها،می داند.می دانم که می دانی،می خواهيم که همه اينها را بدانيم.که شب با ستاره شب می شود.

به او احساس دين می کنم،چون بدون آنکه بدانیم،دوست دار ماست.هيچ وقت کسی که کسی را دوست دارد،دوست ندارد که دوستش،سختی ببيند.از طرف تو هم می گويم که دوستت داريم.

مدت کوتاهی از اين چند سال است که جور ديگر ترسيم کرده ايم آينده را در آسمانها وجور ديگر می بينيم آنچه که نامش را زيستن می گذارند.می خواهيم با مهربانی به همه و فقط برای با هم بودن،شروع کنيم.

خوب است که ستاره هميشه هست و می درخشد.

                     خوبم،روز ميلادت هزاران هزار بار مبارک بر تو و من.

   + محمود ; ۸:٠٩ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۳٠ آذر ،۱۳۸٥
    پيام هاي ديگران ()

امام رضا

سلام

 

امشب شب ميلاد اقا امام رضاست.هميشه درمورد امام رضا می شنيدم.از خوبيهاشون و از بزرگواريهاشون.بيشتر از همه از مهربونيهاشون.چيزی برای گفتن ندارم.فقط ميخواستم بگم:

 

                                    سلطان عنايت من،روز ميلادت مبارک.

   + محمود ; ٩:٤٦ ‎ب.ظ ; شنبه ۱۱ آذر ،۱۳۸٥
    پيام هاي ديگران ()

سطوح زندگی

سلام

انسانها معمولا در سطوح مختلف در حال حرکت و زندگی هستند.که این بسته به میزان رشد یافتگی،تجربه،توانایی تجزیه و تحلیل،محیط و ...می باشد.هر سطح نوعی،دیدگاه،فکر و رفتاری را پیش بینی میکند.سطوح از نظر کیفیت با هم متفاوتند و در رتبه های مختلفی قرار دارند.مثلا سطحی که در آن،توجه به مسائل حاشیه ایی،ظواهر،تجمل گرایی،ارضا سریع من کودک،عدم تفکر قبل از عمل و مسائلی از این دست دغدغه اصلی است،نسبت به سطحی که در آن مفاهیمی مثل دوست داشتن،علاقه اجتماعی،ریاضت طلبی،تلاش در انجام کار صحیح و اطمینان به نیروی همیشگی،وجود دارد در رتبه پایین تری وجود دارد هر چند کیفیت خاص به خود را دارا می باشد.البته این دو مثال به این معنا نیست که فقط این دو سطح وجود دارند.

عده ای در سطح اول و عده ای دیگر در سطح بعدی قرار دارند.شاید اینها کار سختی نداشته باشند.چراکه تکلیف برایشان روشن است و بر اساس آن موضوعات رفتار می کنند.عده ای هستند که بین این دو سطح مرتب در حال رفت و برگشت هستند.زمانی به خواستهای سطح بالا توجه می کنند و زمانی هم بر اساس سطح اول(معمولا تحت تاثیر شرایط)رفتار می کنند.شاید بین این افراد سخت ترین شرایط را کسانی دارند که طعم سطح بالا را چشیده اند،اما هنوز به آن حد از رشد یافتگی نرسیده اند که بتوانند خود را در شرایط مطلوب حفظ کنند.

فقط یادمان باشد هیچ کس از همان روز اول در حد بالایی نبوده و این مفاهیم را نمی دانسته.شاید هر کدام از آنها مرحله به مرحله جلو رفته اند تا توانسته اند به ارامشی که در سطح بالای زندگیست برسند.کمی اعتقاد قلبی،کمی توکل،کمب تفکر و خیلی تحمل می تواند در این راه موثر باشد.گاهی در این راه نیاز به انتخاب است.انتخاب یکی از دو راهی که در پیش رویمان قرار دارد.اولی بازگشت به قبل و دومی مقدمه ای برای بهتر شدن.نباید این نکته را هم فراموش کرد که زمانی حرکتی صورت می گیرد،که در آنسوی آن چیزی ارزشمند احساس شده باشد.به عبارت بهتر،زمانی رشد انجام می شود که مفاهیم سطوح بالا را حتی به صورت جرقه ای درک کرده باشیم.

امشب شب قدره.پارسال شب قدر خوبی رو تو جمکران داشتم.نسبت به سال قبل پس روی داشتم.به قول مانی خوبه که هنوز شبهای قدر هستند.بعضی وقتا دل آدم بد جوری تنگ میشه......التماس دعا.
                       خدايا،با همه حقارتم،از توی بزرگ و مهربان،مغفرت می طلبم

   + محمود ; ٥:۳٧ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢٠ مهر ،۱۳۸٥
    پيام هاي ديگران ()

تعارض

سلام
با توجه به اينکه معمولا آنسانها در زندگی دچار دو دلی می شوند، تصميم دارم درمورد تعارض بنويسم.منظور از تعارض،مفهوم علمی و نظريه ايی آن نيست.
تعارض

احتمالا همه با اينکه انسان در تعارض، بر سر يک دو راهی مبنی بر انجام يا عدم انجام کاری قرار می گيرد،تفاهم نظر دارند.چراکه تعارض زمانی به وجود می آيد که از يک طرف يکسری مسائل ما را به طرف کاری می کشاند،و مسائل ديگر،باعث می شود از انجام آن کار منصرف شويم.اين حالت تقريبا برای همه ما به وجود می آيد.که ممکن است در شدت و دفعات با هم فرق داشته باشيم.که اينها را می توان نتيجه ويژگی هايی از جمله، ميزان قدرت تصميم گيری،رشد فکری،موقعيت سنجی،آستانه تحمل،اولويت سنجی،تعيين هدف زندگی و...دانست.

به طور کلی زمانی انسان دچار تعارض می شود که دو نيرو در دو جهت مخالف،به يک اندازه به انسان فشار می آورند.شايد علت اصلی تعارض هم همين يکسان بودن فشار اين دو نيرو باشد،چراکه اگر يکی بر ديگری غلبه پيدا کند،به طور حتم انسان در جهت همان نيرو حرکت خواهد کرد.و همين امر باعث حل شدن تعارض می گردد.

انسانها در حل تعارضات خود،و يا به عبارت بهتر در برخورد با تعارضات خود، به گونه های مختلفی رفتار می کنند.بعضی ها،می نشينند و هر دو طرف قضيه را بررسی می کنند و به خو ب و بد هر کدام فکر می کنند.اينها احتمالا افرادی هستند که معمولا به انجام صحيح و منطقی آن مبادرت می ورزند(البته اينکه کدام فکر صحيح ايت و کدام غلط،خود جای بحث دارد).گاهی اوقات تعارض باعث می شود،فرد در حل آن دچار درماندگی و استيصال شود.اين افراد معمولا تعارضات حل نشده زيادی دارند،که البته در موقعيتی خاص در آينده،به شکلی آسيب شناختی خود را نشان می دهند.دسته ای نيز،خود را در بستر مساله رها می کنند،و به اصطلاح آنرا به زمان می سپارند و بی خيال می شوند.اينها کمتر از افراد دسته دوم دچار مشکل می شوند چراکه ديدگاه اين افراد معمولا ديدگاهی سهل گير تر از دسته دوم(و حتی اول)دارند.

همچنان پيشنهاد می شود،تا مساله ای را حل نکرده ايم از کنار آن نگذريم.بعد اينکه سعی کنيم،با کمی درنگ،به بررسی برخی جوانب بپردازيم.مثل اينکه چرا اين موقعيت باعث شده من دچار ترديد شوم؟چرا اين جنبه از موضوع مرا دچار مساله کرده است؟اگر اين کار را بکنم چه می شود يا چه نمی شود؟بهترين تصميم در حال حاضر چه می تواند باشد؟اگر تصميم بگيرم اين کار را بکنم،چه چيزهايی از دست می دهم و چه چيزهای به دست می آورم.به طور کلی در حل تعارضات آشکارمان،بهترين کار،در نظر داشتن مفهوم لذت طلبی مسئولانه است.(به خاطر به دست آوردن چيزهای خوب و مفيد و يا به دست نياوردن مسائل استرس زا و ناراحت کننده در آينده،در زمان حال سختی بکشيم.)و اينکه چه چيزی می تواند منفعت بيشتری داشته باشد؟

                                         ديگران را آنگونه که هستند،ببينيم.

   + محمود ; ۱٠:۳٤ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۳٠ شهریور ،۱۳۸٥
    پيام هاي ديگران ()

تحمل رفتار ديگران

سلام
ابتدا سالروز ولادت با سعادت يل رعنا و مهربان امام حسين(ع)،حضرت علی اکبر رو به همه بچه جوونهای ايرانی تو سرتاسر جهان تبريک ميگم.اميدوارم لیاقتش رو داشته باشیم که هميشه اسمشون رومون باشه.امروز تصميم دارم در مورد تحمل رفتار ديگران براتون بنويسم.

حتما برای شما پيش آمده که رفتار فردی را که مشاهده می کنيد برايتان عجيب يا خارج از چارچوب ادارکی شما باشد.يعنی يا آنرا رفتار نادرست و بچه گانه ای می بينيد يا اينکه هر قدر تلاش می کنيد برای کار آن فرد دليل پيدا کنيد، موفق نمی شويد.خيلی از رفتارها برای شما مورد نکوهش و عدم پسند قرار می گيرد.در برخورد با اين رفتارها افراد واکنشهای مختلفی را از خود نشان می دهند.بعضی ها بی تفاوت،از کنار آنها می گذرند،بعضی به دليل آن رفتار فکر می کنند،بعضی ديگر خود خوری می کنند و برخی،ديگر خوری!!!و....

يکی ازدلايلی که باعث می شود ما نسبت به برخی از رفتارها،واکنشهای سخت انجام دهيم به نياز خودمان بر ميگردد.يکی از اين نيازها،مطابق بودن هر چيز با ميل فرد است.يعنی اگر فردی رفتاری را ناهمخوان با ديدگاه يا اعتقاد ما انجام دهد برايمان گران تمام می شود.که اين را می توان در رگه های شخصيتی افراد خود شيفته و تا حدی وسواسی مشاهده کرد.اين افراد دوست دارند همه مثل خودشان رفتار کنند.البته اين نيز می تواند به عبارتی به ايجاد احساس امنيت کمک کند.به عبارت ديگر:وقتی همه مثل هم رفتار کنند،نيازی برای تلاش به ايجاد تغيير در خود احساس نخواهيم کرد.و همين باعث وابستگی متقابل افراد به هم خواهد شد.

اما آيا واقعا همه مثل ما رفتار ميکنند؟يادمان باشد به ازای هر نفر در دنيا يک تیپ رفتاری خاص وجود دارد.يک ديدگاه،نگرش،موجوديت و شخصيت وجود دارد.پس نه می توان ادعا کرد که آنقدر نيرومند و در سطح بالايی هستيم که ديگران را تغيير دهيم،نه اينکه تعداد افرادی که با آنها برخورد می کنيم قليل است که بتوانيم در جهت تغيير آنها انرژی بگذاريم.بپذيريم که ديگران هم هستند.بپذيريم که فقط نيمی از دنيا برای ماست.همانگونه که ما دوست داريم ديگران مثل ما باشند،ديگران هم دوست دارند که ما مثل آنها بشويم.به اين نکته توجه کنيم که افراد،در سطوح مختلف فکری قرار دارند و ممکن است شرايطی که در آن قرار می گيرند،رفتار آنها را در زمانی که ما با آنها برخورد ميکنيم يا آنها را مشاهده ميکنيم،تعيين کند.پس انتظارمان از ديگران،بر اساس ديدگاه خودمان نباشد و سعی کنيم بيشتر بر اساس آن چيزی که آنها هستند،باشند.سعی کنيم هميشه ديگران را درک کنيم.

در انتها به دوست عزيزم،احسان تبريک ميگم و معتقدم لياقتش نه اين،بلکه بالاتر از اينهاست.
                           زمانی خوبيها را خواهيم داشت،که خوب عمل کنيم.

   + محمود ; ۸:٤۳ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱٤ شهریور ،۱۳۸٥
    پيام هاي ديگران ()